بلوچستان در روزنامه ی ايران: دکتر افشين پرتو
دکتر افشين پرتو
بلوچستان سرزميني ست ايراني كه امروز
پاره هاي گسترده اي از آن در كشورهاي پاكستان و افغانستان قرار دارد. در
اين سرزمين، مردم ايراني نژاد بلوچ زندگي مي كنند.
بلوچ ها بي گمان و بر پايه ی پژوهش هاي تاريخي، پيش از اسلام در شمال باختري ايران و بر بلندي هاي البرز باختري در دو سوي قزل اوزن و سپيدرود مي زيسته اند و در سده ی سوم هجري در هنگامه ی جابه جايي بسياري از باشندگان آن ديار بر پايه ی بايسته هاي تاريخي همچون زازاها ـ كه امروزه در پاره هاي باختري تركيه زندگي مي كنندـ آغاز به كوچ نموده و پس از گذشتن از ميانه ی بامواره ی ايران به كرمان رسيده و پس از چندي باشندگي در آن سامان، خود را به سرزمين امروزي خود رسانده اند. همساني واژگاني زبان بلوچي و زبان هاي گيلكي و تالشي و آذري و زازاكي بر اين انديشه مُهر پذيرش مي زند.
بلوچ ها از سده ی ششم هجري در ديار امروزي بلوچستان به زندگي پرداختند و در رويدادهاي تاريخي ايران از آن زمان در آن پاره از ايران تأثير فراوان داشتند. هيچ كس نمي تواند نابودي اشرف افغان به دست آنان را فراموش كند. بودن بلوچ ها در سرزمين هاي مرزي ايران و هند و كرانه هاي شمالي درياي مكران و جنوب خراسان، سبب پديدآيي رويدادهاي فراواني در بلوچستان شد.
نيمه ی دوم دوران فرمانروايي قاجارها و ناتواني چيره بر ايران به سبب ناكارايي دولتمردان آن فرمانروايي و در بند افتادن ايران ميان ستيزه ی توان جويانه ی روسيه و انگليس، بلوچستان را كه در همسايگي هندِ زيرِ فرمان انگليس بود به دياري پر ماجرا تبديل نمود و آگاهي از آن چه كه در آن مي گذشت براي پي بردن به تاريخ اين سرزمين بايسته است.
روزنامه ی ايران كه در زمان پادشاهي ناصرالدين شاه قاجار توسط محمدحسن خان اعتمادالسلطنه از سال 1288 هجري منتشر شد، از منابع آگاه از رويدادهاي ايران در آن زمانه است. اين روزنامه در خود خبرهايي درباره ی رويدادهاي پاره هاي گوناگون ايران داشت. خبرهاي بلوچستان ـ كه زير فرمان فرمانرواي گماشته شده از سوي دربار تهران در كرمان اداره مي شدـ در اين روزنامه زير عنوان اخبار كرمان چاپ مي شد. براي آگاهي از نگاه آن روزگار به بلوچستان و رويداده هايش هم زمان با بسته شدن قرارداد گلداسميت، نگاهي به خبرهاي روزنامه ی ايران مي اندازيم:
شماره 77 /يكشنبه22ذي الحجه الحرام سال1288هجري
چون مملكت بلوچستان قديماً ملك مخصوص ايران و در اداره ی حكّام كرمان بوده است و كم كم به واسطه ی ظهور حوادث و انقلاباتي كه در دولت ايران دست داد و ضعف حكّام كرمان به درجه ی اعلا رسيد، اختيار تامّه و تسلّط كامله ی حكّام كرمان در صفحات بلوچستان رو به نقصان گذاشت. در زمان سلطنت خاقان مغفور فتحعلي شاه و شاهنشاه مبرور محمّد شاه اعلي الله مقامها(1) حكّام كرمان بعضي لشكركشي ها به حكم دولت ايران به صفحات بلوچستان مي كردند. از بعضي محالات ماليات و خراج مي گرفتند و در بعضي جاها اجراي نظم و تسلّط مي نمودند، ولي آن طور كه لازمه ی نظم كامل و اخذ خراج و ماليات حسابي بود، كاملاً از عهده ی تسلّط حكّام كرمان خارج بود.
تا در اين دولت عظمي به حكم محكم اعلي حضرت اقدس همايون شاهنشاهي ادام الله دولته و شوكته(2) حكّام كرمان لشكركشي هاي بزرگي به ممالك مزبوره كرده و تا جاهايي كه لشكرهاي پيش به واسطه ی سوء تدبير صاحب منصبان و حكّام نتوانسته بودند برسند رفته، اغلب ممالك بلوچستان را به طور قديم متصّرف و اهالي آن جا را كمافي السابق به رعيّتي و اطاعت دولت ايران واداشتند و شهر بمپور را كه در بلوچستان شمالي معظم ترين بلاد آن جاست مقرّ حكومت و ايالت قرار داده و هم چنين مملكت مكران را كه معتبر و كمال آبادي دارد و نخليات خرما و از هر قسم محصولات هند در آن جا لاتعدّ و لاتحصي به عمل مي آيد و پايتخت و حاكم نشين آن جا معروف به قصرقند است الي بنادر كنار درياي آن جا را به حيطه ی تصرّف و تملّك آوردند.
نظر به اين كه حكّام و رعاياي آن صفحات قديماً رعيّت ايران بوده اند و چشم داشت هر قسم رعايت و عطوفت از دولت متبوعه ی خود داشتند و اطاعت و انقياد را فرار از حوادث دانستند، بالطّوع و الرّغبه كاملاً مطيع و منقاد گرديدند. ولي چون مملكت بلوچستان از ممالك وسيعه است براي بقاي نظم آن جا وصول ماليات و خراج، لازمه ی حزم و احتياط دولت اين بود كه هميشه اردوهاي بزرگ در آن صفحات در گردش و به اقتضاي وقت طوايف وحشي و ايلات تربيت نشده ی شرير ممالك بعيده ی آن جا را تنبيه و تأديب نمايد. به همين ملاحظات قشون ايران در آن صفحات در حركت بود.
نظر به اين كه ممالك مزبوره به سرحدات هندوستان قرب جوار دارد، دولت انگليس اولاً به واسطه ی دوستي كاملي كه با دولت ايران دارد، ثانياً به جهت رواج تجارت و مراوده اي كه تبعه ی آن دولت با اهالي بلوچستان و خان كلات دارند، هم به جهت آسودگي ممالكي كه به سرحدات هندوستان نزديك اند، چنان مقتضي ديد كه حدود ممالك شرقيّه ی ايران معيّن شود، كه هر روز اسباب زحمت و گفت وگو به ميان نيايد. دولت ايران چون خيال پيش رفتن را زياده از اين در نظر نداشت با خيال و اظهار دولت انگليس با كمال ميل همراهي نمود و ميرزا معصوم خان نايب وزارت خارجه را با بعضي از مهندسين مأمور و جنرال گل اسميت(3) و بعضي از مهندسين نيز از طرف دولت انگليس سال گذشته مأمور شدند و در آن سرحدات گردش كرده و نقشه ی آن را برداشتند كه تفصيل آن در روزنامه هاي آتيه مرقوم خواهد شد.
نتيجه ی اين تفصيل و خلاصه ی اين مقدّمات اين است كه بندر چاه بهار كه از بنادر مكران و در نقشه ی مزبوره جزء خاك ايران است، اعراب مسقط به خيالات ايّام فطرت كه تسلّط حكّام كرمان و بلوچستان را كم مي ديدند و بعضي دست اندازي ها و خودسري ها در آن فرضات و بخصوصه در بندر مزبور مي نمودند و قشون ايران را اين اوقات از آن نقاط دور ديدند، باز به خيالات فاسده ی سابقه افتاده، بندر مزبور را تصرّف كردند.
از قرار اخبار تلگرافي كه از راه هندوستان رسيد، در چهارم ذي الحجه الحرام قشوني كه وكيل الملك حاكم كرمان و بلوچستان براي دفع اعراب مزبور فرستاده بود، جنگ سختي با اعراب مسقط كرده همه را بيرون نموده، بعضي از راه دريا فرار كرده و اقلي گرفتار و كشته شده اند و بندر چاه بهار را كه ملك مخصوص دولت ايران است، قشونِ دولت مجدداً تصرّف كرده اند. هر وقت هم خبر مكتوبي از وكيل الملك كه حالا با قشون شايسته در بلوچستان است رسيد در روزنامه مرقوم و منطبع خواهد شد.
چنان چه دولت انگليس براي آسودگي صفحات بلوچستان و بلاد متّصله به خاك هندوستان اقدامي كرده است و قرار خطّ سرحدي داده شده است، مقتضي اين است كه اعراب خودسر را هم از تعرّض به بنادر متعلّقه به خاك ايران از دريا منع شديد نمايد، والّا باز حالت امنيّت كليّه ی ممالك بلوچستان و ساير بر هم خواهد خورد و خطّ سرحدي كه تازه معيّن شده است، معدوم خواهد گرديد.
شماره82/جمعه نوزدهم شهر محرم الحرام1289 هـ.
از قرار اخباري كه از بلوچستان رسيده است وكيل الملك حاكم كرمان و بلوچستان در اين سفر كه خود به سركشي حدود بلوچستان رفته ضبّاط(4) و اقطاع بلوچستان را براي نظم و عمل هذه السنه ی پيچي ئيل از اين قرار معيّن نموده است:
ضابطه ی امور بمپور را به عهده ی محمّد خان بمي مرجوع داشته، بلوكات جالق و دزك و ایرافشان و بندپشت[بم پشت] را به امير دلاور خان دزكي واگذار نموده، بلوك سرباز و مكران و سواحل درياي مكران را به حسين خان ناروئي نامزد كرده، بلوك پشته و فنوج و مسكودبان(5) را به چاكرخان ناروئي سپرده، ضابطي بلوك سرحد را به به عيدخان سرحدي گذاشته، چانپ و سورميج را به اميراوليا خان محوّل داشته، بلوك سب را به آزادخان مرجوع نموده، بلوك مگس را به پسندخان گذارده، جادكال[جدگال] و دشت ماري[دشتیاری] را به محمّد عليخان، قراء اطراف بمپور بزمان، فهرج و دمن[دامن] و اتبر [ابتر] و اپرندجال را به منسوبان ابراهيم خان سرتيپ واگذار نموده، ضابط بلوك لاشار طلب خان را معيّن داشته است.
شماره85/پنجشنبه دوّم شهر صفرالمظفّر 1289 هـ.
از قراري كه در روزنامه ی اردوي وكيل الملك نوشته بودند امنيّت در صفحات بلوچستان شايع است. چند باران نافع در بمپور و عرض راه بلوك سرباز آمده است. در منزل چشمه سواران نيز برف و باراني نازل شده و موجب تعجّب مردم بلوچستان بوده است و رعيّت آن صفحات اطمينان تام به فضل و انعام حضرت واهب العطا به هم رسانده، به دعاي دوامِ دولتِ جاويد فرجام مي پردازند. وكيل الملك حكمران آن صفحات در نظم امور بمپور اهتمامات لازمه مرعي داشته است.
قورخانه ی(6) ارگ بمپور كه تازه ساخته اند بسيار خوب بوده و از اسباب قورخانه از سرب و باروط(7) و فشنگ و گلوله هاي كاسه دار و ساچمه هاي توپ و تفنگ و شمخال(8) و خمپاره ی ممتاز موجود بوده است. درباره ی قورخانه چيان مهرباني نموده و انعام داده بودند و بعضي را تبديل نموده اند و به حساب قورخانه رسيدگي كرده و قورخانه چيان سنه ی ماضيه را با مال سواري رخصت خانه داده و صاحب منصبان و تامين هاي توپچي و سرباز ساخلو(9) ارگ بمپور را خلعت و انعام دادند و اميدوار نمودند و به جهت سربازان ساخلو علاوه بر بناهاي سال گذشته قدغن(10) نموده است چند اطاق(11) بسازند.
سيورسات(12) يك ماهه از غلّه ی خالصه ی بمپور به توپچيان و سربازان فوج شوكت و فوج گرمسيري و غلامان بكشلو و جمازه سواران(13) رودباري و جبال باوزي و بمي و نرماشيري و سابقي و بامري و عبداللّهي و دامني و كلكلي و برهان زهي و سرحدي و تفنگچيان رديف بلوچستان داده اند و از راه سرباز كه از بلوكات بزرگ بلوچستان است، روانه ی مكران نمودند.
در منزل فهرج خوانين بلوچستان را احضار و شفاهاً اظهار داشته كه راي مبارك اعلي حضرت شاهنشاهي و نيّتِ همايونِ اقدسِ ظلّ اللّهي خلّدالله ملكه و سلطانه آسايش رعايا و آرامش برايا(14) و رفاه حال قاطبه ی اهالي ممالك محروسه عموماً و حدود بلوچستان خصوصاً بوده و هست. إن شاءالله در سايه ی حمايت و رعايت(15) شاهنشاه اسلام پناه در مساكن خويش بي تزلزل و تشويش متوقّف(16) باشيد و از صدمت صحرانوردي و بي آذوقگي و تفرقه ايمن و غير خائف خواهيد بود. در اوقاتي كه اردوي همراهي من به اين صفحات مي آيند، به هرجا وارد شوند در استقبال و داد و ستد با اهالي اردو ماذون و در كمال اطمينان خواهيد بود كه وجهاً من الوجوه كسي را قدرت بي حسابي نخواهد بود، بلكه در حق فقراء و ضعفاي شما رعايت و جانبداري ملحوظ و منظور خواهد شد.
امير اوليا خان ضابط چانپ و بعضي ريش سفيدان و ايل و الوس(17) آن ها كه در عرض راه بلوك سرباز و قلعه ی قصرقند مكران منزل داشتند، تمامي را خلعت داده و از پيش فرستاده تا مردم بلوچستان را اميدواري دهند و نگاهداري نمايند كه نظم و شوكت اردو را مشاهده نكنند و قلوب خود را از وحشت خوف و هراس خالي دارند. و بعد از اين هنگام عبور اردوها تفرقه و فتوري بر آن ها وارد نيايد و از داد و ستد و بيع و شري با اهالي اردو خوفناك نباشند. بدين جهت عسكر به هر طرف حركت مي نمودند رعاياي بلوچيّه به استقبال آن ها مي آمدند، چنان كه اهالي بلوك سرباز كه هميشه هنگام عبور اردو و سرباز دل ها باخته و از مزارع و منازل خود چشم پوشيده، تفرقه مي شدند، در اين نوبت برخلاف سابق از اردو استقبال نموده و براي اهالي اردو چيزي را كه براي فروش داشتند، آورده بودند و از نظم و قاعده ی اردوئيان كمال شكرگزاري داشته اند.
وكيل الملك شخصاً با آن ها ملاطفت و احوال پرسي نموده و به اطفال آن ها پول داده بود و از محاسن اتّفاق اين كه در عرض راه از عساكر منصور كسي تلف نشده و بعضي كه مريض شده بودند، ميرزا بزرگ نوّاب حكيم باشي آن ها را معالجه نموده است.
شماره 179/شنبه بيست و دوّم شهر جمادي الثاني سال 1290 هجري
از قراري كه در روزنامه ی كرمان نوشته اند، بحمدالله تعالي از بخت بلند اعلي حضرت كيهان بسطت همايون شاهنشاهي خلّدالله ملكه و سلطانه امور كرمان و بلوچستان در نهايت انتظام است.
وكيل الملك حكم ران آن ايالت در صدد انجام خدمات ديوان اعلي و انتظام امور آن مملكت نهايت مواظبت منظور مي دارد.
ابراهيم خان نايب بلوچستان را بر حسب امر اولياي دولت جاويدان، جمازه سوار و سرباز مأمور سيستان نموده بودند. چون به بخت همايون اقدس شاهنشاهي امر آن سامان با سهل وجوه به صلاح آمده صمصام الملك در حكومت استقلال يافت. او را رخصت معاودت داد و به بلوچستان مراجعت كرد.
1 - بلند شود مقامشان
2- ادامه يابد نيك بختي و بزرگيش
3- گلد اسميت
4- ضباط جمع ضابط است و ضابط به حاكم و والي و گرد آورنده و محاسبه كننده ی ماليات گفته مي شود.
5- مسكوتان
6- اسلحه خانه، زرّادخانه
7- باروت
8- اسلحه ی آتشي سرپُر كه سربازان در گذشته به كار مي بردند.
9- پادگان
10- تأكيد
11- اتاق
12-خواربار و زاد و علوفه اي كه از روستاهاي بر سر راه، براي عبور لشكر گرد مي آوردند.
13- سوار بر شتران تيزرو
14- مردم
15- مهرباني، بنده پروري
16- ايستنده
17- طايفه، قبيله، جماعت
http://www.sawl.blogfa.com/بلوچ ها بي گمان و بر پايه ی پژوهش هاي تاريخي، پيش از اسلام در شمال باختري ايران و بر بلندي هاي البرز باختري در دو سوي قزل اوزن و سپيدرود مي زيسته اند و در سده ی سوم هجري در هنگامه ی جابه جايي بسياري از باشندگان آن ديار بر پايه ی بايسته هاي تاريخي همچون زازاها ـ كه امروزه در پاره هاي باختري تركيه زندگي مي كنندـ آغاز به كوچ نموده و پس از گذشتن از ميانه ی بامواره ی ايران به كرمان رسيده و پس از چندي باشندگي در آن سامان، خود را به سرزمين امروزي خود رسانده اند. همساني واژگاني زبان بلوچي و زبان هاي گيلكي و تالشي و آذري و زازاكي بر اين انديشه مُهر پذيرش مي زند.
بلوچ ها از سده ی ششم هجري در ديار امروزي بلوچستان به زندگي پرداختند و در رويدادهاي تاريخي ايران از آن زمان در آن پاره از ايران تأثير فراوان داشتند. هيچ كس نمي تواند نابودي اشرف افغان به دست آنان را فراموش كند. بودن بلوچ ها در سرزمين هاي مرزي ايران و هند و كرانه هاي شمالي درياي مكران و جنوب خراسان، سبب پديدآيي رويدادهاي فراواني در بلوچستان شد.
نيمه ی دوم دوران فرمانروايي قاجارها و ناتواني چيره بر ايران به سبب ناكارايي دولتمردان آن فرمانروايي و در بند افتادن ايران ميان ستيزه ی توان جويانه ی روسيه و انگليس، بلوچستان را كه در همسايگي هندِ زيرِ فرمان انگليس بود به دياري پر ماجرا تبديل نمود و آگاهي از آن چه كه در آن مي گذشت براي پي بردن به تاريخ اين سرزمين بايسته است.
روزنامه ی ايران كه در زمان پادشاهي ناصرالدين شاه قاجار توسط محمدحسن خان اعتمادالسلطنه از سال 1288 هجري منتشر شد، از منابع آگاه از رويدادهاي ايران در آن زمانه است. اين روزنامه در خود خبرهايي درباره ی رويدادهاي پاره هاي گوناگون ايران داشت. خبرهاي بلوچستان ـ كه زير فرمان فرمانرواي گماشته شده از سوي دربار تهران در كرمان اداره مي شدـ در اين روزنامه زير عنوان اخبار كرمان چاپ مي شد. براي آگاهي از نگاه آن روزگار به بلوچستان و رويداده هايش هم زمان با بسته شدن قرارداد گلداسميت، نگاهي به خبرهاي روزنامه ی ايران مي اندازيم:
شماره 77 /يكشنبه22ذي الحجه الحرام سال1288هجري
چون مملكت بلوچستان قديماً ملك مخصوص ايران و در اداره ی حكّام كرمان بوده است و كم كم به واسطه ی ظهور حوادث و انقلاباتي كه در دولت ايران دست داد و ضعف حكّام كرمان به درجه ی اعلا رسيد، اختيار تامّه و تسلّط كامله ی حكّام كرمان در صفحات بلوچستان رو به نقصان گذاشت. در زمان سلطنت خاقان مغفور فتحعلي شاه و شاهنشاه مبرور محمّد شاه اعلي الله مقامها(1) حكّام كرمان بعضي لشكركشي ها به حكم دولت ايران به صفحات بلوچستان مي كردند. از بعضي محالات ماليات و خراج مي گرفتند و در بعضي جاها اجراي نظم و تسلّط مي نمودند، ولي آن طور كه لازمه ی نظم كامل و اخذ خراج و ماليات حسابي بود، كاملاً از عهده ی تسلّط حكّام كرمان خارج بود.
تا در اين دولت عظمي به حكم محكم اعلي حضرت اقدس همايون شاهنشاهي ادام الله دولته و شوكته(2) حكّام كرمان لشكركشي هاي بزرگي به ممالك مزبوره كرده و تا جاهايي كه لشكرهاي پيش به واسطه ی سوء تدبير صاحب منصبان و حكّام نتوانسته بودند برسند رفته، اغلب ممالك بلوچستان را به طور قديم متصّرف و اهالي آن جا را كمافي السابق به رعيّتي و اطاعت دولت ايران واداشتند و شهر بمپور را كه در بلوچستان شمالي معظم ترين بلاد آن جاست مقرّ حكومت و ايالت قرار داده و هم چنين مملكت مكران را كه معتبر و كمال آبادي دارد و نخليات خرما و از هر قسم محصولات هند در آن جا لاتعدّ و لاتحصي به عمل مي آيد و پايتخت و حاكم نشين آن جا معروف به قصرقند است الي بنادر كنار درياي آن جا را به حيطه ی تصرّف و تملّك آوردند.
نظر به اين كه حكّام و رعاياي آن صفحات قديماً رعيّت ايران بوده اند و چشم داشت هر قسم رعايت و عطوفت از دولت متبوعه ی خود داشتند و اطاعت و انقياد را فرار از حوادث دانستند، بالطّوع و الرّغبه كاملاً مطيع و منقاد گرديدند. ولي چون مملكت بلوچستان از ممالك وسيعه است براي بقاي نظم آن جا وصول ماليات و خراج، لازمه ی حزم و احتياط دولت اين بود كه هميشه اردوهاي بزرگ در آن صفحات در گردش و به اقتضاي وقت طوايف وحشي و ايلات تربيت نشده ی شرير ممالك بعيده ی آن جا را تنبيه و تأديب نمايد. به همين ملاحظات قشون ايران در آن صفحات در حركت بود.
نظر به اين كه ممالك مزبوره به سرحدات هندوستان قرب جوار دارد، دولت انگليس اولاً به واسطه ی دوستي كاملي كه با دولت ايران دارد، ثانياً به جهت رواج تجارت و مراوده اي كه تبعه ی آن دولت با اهالي بلوچستان و خان كلات دارند، هم به جهت آسودگي ممالكي كه به سرحدات هندوستان نزديك اند، چنان مقتضي ديد كه حدود ممالك شرقيّه ی ايران معيّن شود، كه هر روز اسباب زحمت و گفت وگو به ميان نيايد. دولت ايران چون خيال پيش رفتن را زياده از اين در نظر نداشت با خيال و اظهار دولت انگليس با كمال ميل همراهي نمود و ميرزا معصوم خان نايب وزارت خارجه را با بعضي از مهندسين مأمور و جنرال گل اسميت(3) و بعضي از مهندسين نيز از طرف دولت انگليس سال گذشته مأمور شدند و در آن سرحدات گردش كرده و نقشه ی آن را برداشتند كه تفصيل آن در روزنامه هاي آتيه مرقوم خواهد شد.
نتيجه ی اين تفصيل و خلاصه ی اين مقدّمات اين است كه بندر چاه بهار كه از بنادر مكران و در نقشه ی مزبوره جزء خاك ايران است، اعراب مسقط به خيالات ايّام فطرت كه تسلّط حكّام كرمان و بلوچستان را كم مي ديدند و بعضي دست اندازي ها و خودسري ها در آن فرضات و بخصوصه در بندر مزبور مي نمودند و قشون ايران را اين اوقات از آن نقاط دور ديدند، باز به خيالات فاسده ی سابقه افتاده، بندر مزبور را تصرّف كردند.
از قرار اخبار تلگرافي كه از راه هندوستان رسيد، در چهارم ذي الحجه الحرام قشوني كه وكيل الملك حاكم كرمان و بلوچستان براي دفع اعراب مزبور فرستاده بود، جنگ سختي با اعراب مسقط كرده همه را بيرون نموده، بعضي از راه دريا فرار كرده و اقلي گرفتار و كشته شده اند و بندر چاه بهار را كه ملك مخصوص دولت ايران است، قشونِ دولت مجدداً تصرّف كرده اند. هر وقت هم خبر مكتوبي از وكيل الملك كه حالا با قشون شايسته در بلوچستان است رسيد در روزنامه مرقوم و منطبع خواهد شد.
چنان چه دولت انگليس براي آسودگي صفحات بلوچستان و بلاد متّصله به خاك هندوستان اقدامي كرده است و قرار خطّ سرحدي داده شده است، مقتضي اين است كه اعراب خودسر را هم از تعرّض به بنادر متعلّقه به خاك ايران از دريا منع شديد نمايد، والّا باز حالت امنيّت كليّه ی ممالك بلوچستان و ساير بر هم خواهد خورد و خطّ سرحدي كه تازه معيّن شده است، معدوم خواهد گرديد.
شماره82/جمعه نوزدهم شهر محرم الحرام1289 هـ.
از قرار اخباري كه از بلوچستان رسيده است وكيل الملك حاكم كرمان و بلوچستان در اين سفر كه خود به سركشي حدود بلوچستان رفته ضبّاط(4) و اقطاع بلوچستان را براي نظم و عمل هذه السنه ی پيچي ئيل از اين قرار معيّن نموده است:
ضابطه ی امور بمپور را به عهده ی محمّد خان بمي مرجوع داشته، بلوكات جالق و دزك و ایرافشان و بندپشت[بم پشت] را به امير دلاور خان دزكي واگذار نموده، بلوك سرباز و مكران و سواحل درياي مكران را به حسين خان ناروئي نامزد كرده، بلوك پشته و فنوج و مسكودبان(5) را به چاكرخان ناروئي سپرده، ضابطي بلوك سرحد را به به عيدخان سرحدي گذاشته، چانپ و سورميج را به اميراوليا خان محوّل داشته، بلوك سب را به آزادخان مرجوع نموده، بلوك مگس را به پسندخان گذارده، جادكال[جدگال] و دشت ماري[دشتیاری] را به محمّد عليخان، قراء اطراف بمپور بزمان، فهرج و دمن[دامن] و اتبر [ابتر] و اپرندجال را به منسوبان ابراهيم خان سرتيپ واگذار نموده، ضابط بلوك لاشار طلب خان را معيّن داشته است.
شماره85/پنجشنبه دوّم شهر صفرالمظفّر 1289 هـ.
از قراري كه در روزنامه ی اردوي وكيل الملك نوشته بودند امنيّت در صفحات بلوچستان شايع است. چند باران نافع در بمپور و عرض راه بلوك سرباز آمده است. در منزل چشمه سواران نيز برف و باراني نازل شده و موجب تعجّب مردم بلوچستان بوده است و رعيّت آن صفحات اطمينان تام به فضل و انعام حضرت واهب العطا به هم رسانده، به دعاي دوامِ دولتِ جاويد فرجام مي پردازند. وكيل الملك حكمران آن صفحات در نظم امور بمپور اهتمامات لازمه مرعي داشته است.
قورخانه ی(6) ارگ بمپور كه تازه ساخته اند بسيار خوب بوده و از اسباب قورخانه از سرب و باروط(7) و فشنگ و گلوله هاي كاسه دار و ساچمه هاي توپ و تفنگ و شمخال(8) و خمپاره ی ممتاز موجود بوده است. درباره ی قورخانه چيان مهرباني نموده و انعام داده بودند و بعضي را تبديل نموده اند و به حساب قورخانه رسيدگي كرده و قورخانه چيان سنه ی ماضيه را با مال سواري رخصت خانه داده و صاحب منصبان و تامين هاي توپچي و سرباز ساخلو(9) ارگ بمپور را خلعت و انعام دادند و اميدوار نمودند و به جهت سربازان ساخلو علاوه بر بناهاي سال گذشته قدغن(10) نموده است چند اطاق(11) بسازند.
سيورسات(12) يك ماهه از غلّه ی خالصه ی بمپور به توپچيان و سربازان فوج شوكت و فوج گرمسيري و غلامان بكشلو و جمازه سواران(13) رودباري و جبال باوزي و بمي و نرماشيري و سابقي و بامري و عبداللّهي و دامني و كلكلي و برهان زهي و سرحدي و تفنگچيان رديف بلوچستان داده اند و از راه سرباز كه از بلوكات بزرگ بلوچستان است، روانه ی مكران نمودند.
در منزل فهرج خوانين بلوچستان را احضار و شفاهاً اظهار داشته كه راي مبارك اعلي حضرت شاهنشاهي و نيّتِ همايونِ اقدسِ ظلّ اللّهي خلّدالله ملكه و سلطانه آسايش رعايا و آرامش برايا(14) و رفاه حال قاطبه ی اهالي ممالك محروسه عموماً و حدود بلوچستان خصوصاً بوده و هست. إن شاءالله در سايه ی حمايت و رعايت(15) شاهنشاه اسلام پناه در مساكن خويش بي تزلزل و تشويش متوقّف(16) باشيد و از صدمت صحرانوردي و بي آذوقگي و تفرقه ايمن و غير خائف خواهيد بود. در اوقاتي كه اردوي همراهي من به اين صفحات مي آيند، به هرجا وارد شوند در استقبال و داد و ستد با اهالي اردو ماذون و در كمال اطمينان خواهيد بود كه وجهاً من الوجوه كسي را قدرت بي حسابي نخواهد بود، بلكه در حق فقراء و ضعفاي شما رعايت و جانبداري ملحوظ و منظور خواهد شد.
امير اوليا خان ضابط چانپ و بعضي ريش سفيدان و ايل و الوس(17) آن ها كه در عرض راه بلوك سرباز و قلعه ی قصرقند مكران منزل داشتند، تمامي را خلعت داده و از پيش فرستاده تا مردم بلوچستان را اميدواري دهند و نگاهداري نمايند كه نظم و شوكت اردو را مشاهده نكنند و قلوب خود را از وحشت خوف و هراس خالي دارند. و بعد از اين هنگام عبور اردوها تفرقه و فتوري بر آن ها وارد نيايد و از داد و ستد و بيع و شري با اهالي اردو خوفناك نباشند. بدين جهت عسكر به هر طرف حركت مي نمودند رعاياي بلوچيّه به استقبال آن ها مي آمدند، چنان كه اهالي بلوك سرباز كه هميشه هنگام عبور اردو و سرباز دل ها باخته و از مزارع و منازل خود چشم پوشيده، تفرقه مي شدند، در اين نوبت برخلاف سابق از اردو استقبال نموده و براي اهالي اردو چيزي را كه براي فروش داشتند، آورده بودند و از نظم و قاعده ی اردوئيان كمال شكرگزاري داشته اند.
وكيل الملك شخصاً با آن ها ملاطفت و احوال پرسي نموده و به اطفال آن ها پول داده بود و از محاسن اتّفاق اين كه در عرض راه از عساكر منصور كسي تلف نشده و بعضي كه مريض شده بودند، ميرزا بزرگ نوّاب حكيم باشي آن ها را معالجه نموده است.
شماره 179/شنبه بيست و دوّم شهر جمادي الثاني سال 1290 هجري
از قراري كه در روزنامه ی كرمان نوشته اند، بحمدالله تعالي از بخت بلند اعلي حضرت كيهان بسطت همايون شاهنشاهي خلّدالله ملكه و سلطانه امور كرمان و بلوچستان در نهايت انتظام است.
وكيل الملك حكم ران آن ايالت در صدد انجام خدمات ديوان اعلي و انتظام امور آن مملكت نهايت مواظبت منظور مي دارد.
ابراهيم خان نايب بلوچستان را بر حسب امر اولياي دولت جاويدان، جمازه سوار و سرباز مأمور سيستان نموده بودند. چون به بخت همايون اقدس شاهنشاهي امر آن سامان با سهل وجوه به صلاح آمده صمصام الملك در حكومت استقلال يافت. او را رخصت معاودت داد و به بلوچستان مراجعت كرد.
1 - بلند شود مقامشان
2- ادامه يابد نيك بختي و بزرگيش
3- گلد اسميت
4- ضباط جمع ضابط است و ضابط به حاكم و والي و گرد آورنده و محاسبه كننده ی ماليات گفته مي شود.
5- مسكوتان
6- اسلحه خانه، زرّادخانه
7- باروت
8- اسلحه ی آتشي سرپُر كه سربازان در گذشته به كار مي بردند.
9- پادگان
10- تأكيد
11- اتاق
12-خواربار و زاد و علوفه اي كه از روستاهاي بر سر راه، براي عبور لشكر گرد مي آوردند.
13- سوار بر شتران تيزرو
14- مردم
15- مهرباني، بنده پروري
16- ايستنده
17- طايفه، قبيله، جماعت
نشریه فرهنگی ادبی و اجتماعی (بلوچی-فارسی) دانشجویان بلوچ
دانشگاه سیستان و بلوچستان
+ نوشته شده در پنجشنبه 8 مرداد1388ساعت 16:16  توسط بلوچ آکادمیست
|
